ماشین
نتیجه تصویری برای ماشین فلوکس اسپرت                            
تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
نتیجه تصویری برای ماشین  مینی ماینر             همونه ها                  نتیجه تصویری برای ماشین  مینی ماینر
تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات


تاریخچه لامبورگینی: 50 سال با گاو خشمگین   

سال 1963، سالی بود که اتومبیل های مک لارن منتشر شده بودند، مرد آهنی و مردان ایکس کار خود را آغاز کردند، بیتلز اولین LP خود را منتشر کرد، TAB Cola معرفی شد و جیمز باند پا به عرصه گذاشت. در این سال همچنین یک جوان ایتالیایی بلندپرواز با نام فروچیو لامبورگینی، تصمیم به استفاده از استعداد خود در زمینه تقویت مکانیکی، مهندسی و بازاریابی در طراحی اتومبیل های با عملکرد بالاتر گرفت

اگرچه ما اولین ظهور ریشه های اتومبیل های لامبورگینی را از سال 1963 می دانیم، اما در واقع فروچیو در سال 1916 در حومه ایتالیا به دنیا آمد. در سال 1950، پس از جنگ جهانی دوم، فروچیو که در ارتش به عنوان یک رهبر هوشمند، زیرک و با اراده شناخته شده بود، شانسی برای بازسازی میهن خود از طریق دنیای عجیب ساخت تراکتور پیدا کرد. بنابراین در همین دهه، فروچیو از بازی سودآور تراکتور، ثروت کوچکی برای خود کسب کرد.

با ورود به سال 1960 و داشتن یک سابقه ی خوب، فروچیو نگاه خود را معطوف به دیگر فرصت های تجاری کرد که در نهایت یکی از این فرصت ها، تبدیل به کاتالیزوری برای میراث اتومبیلِ فروچیو شد. این اتفاق توسط تولید کننده ی معروف خودروی ایتالیایی، یعنی فراری، برای لامبورگینی ایجاد شد.

ورود به دنیای خودرو

چندین دلیل متفاوت از چرایی و چگونگی ورود لامبورگینی به دنیای اتومبیل ها وجود دارد. یک افسانه حکایت از بحث بین انزو فراری (رییس کارخانه فراری) و فراچیو لامبورگینی دارد، آن هم بر سر اینکه چه کسی می تواند اتومبیل های بهتری را تولید کند. داستان دیگر بیان می کند که فروچیو به طور مداوم از اتومبیل فراری خود ناراضی بود. (به دلایلی از جمله تعداد دفعات متعدد بردن ماشین به تعمیرگاه، خدمت رسانی ضعیف و غیره). به نظر می رسد که واقع بینانه ترین استدلال، پس زمینه مکانیکی و کار منحصر به فرد فروچیو در حس تجارت است. بنابراین یک روز صبح، فروچیو پس از بیدار شدن از خواب، فهمید که به اندازه کافی طرح های عجیب درجه دوم دیده است و از آنجا، شروع به تغییر از ساخت تراکتور به ساخت ابرماشین های با کیفیت کرد! اما در نهایت، به استثنای قسمت سقف، صندلی اضافی، سرعت بالای بیش از 18 مایل در ساعت، تفاوت ظاهری جزئی و آئرودینامیک اضافی مخصوص، در دو محصول فروچیو (تراکتور و اتومبیل)، هندلینگ و الزامات تعلیق، یکسان بودند.

البته مانند بسیاری از متفکران خلاق، بسیاری از مردم تصور می کردند که فروچیو موفق نخواهد شد. چه کسی به خود اجازه می داد که به فکر تاسیس یک کمپانی اتومبیل سازی در حضور غول های افسانه ای همچون فراری، جگوار و مازراتی بیافتد و انتظار موفقیت را داشته باشد؟

اما چیزی که مشخص بود این بود که فردی از بولونیا، تصمیم نداشت که وارد این راه نشود. در اوقات فراغت، فروچیو به پیاده سازی فراری شخصی خود، مازراتی و غیره می پرداخت. سپس مکانیک، طراحی شاسی، تعلیق، ترمز خودرو، موتور و برق آن ها را بررسی می کرد.

آنچه که او کشف کرد این بود که بسیاری از قسمت های وسایل نقلیه او در واقع مشابه قسمت های مورد استفاده در تراکتورهای او بودند، با این حال قیمت دینام تایر ایتالیایی نصب شده در فراری، به سه برابر قیمت معمول می رسید. بنابراین در واقعیت، چشم انداز کسب و کار اولیه او، خیلی در مورد طراحی میورا (Miura) نبود بلکه به نوع فرصت کسب و کار/درآمد موجود در بازار قطعات مربوط می شد. همانطور که ما اکنون می دانیم، مفهوم عرضه این قطعات در نهایت به چیزی جالب تر ختم شده است.

در 1962، با این مفهوم کسب و کار مکمل در ذهن لامبورگینی، او شروع به پایه ریزی شرکت خود کرد. در می 1963، او شرکت Automobili Ferruccio Lamborghini را تاسیس کرد و مقدار زیادی زمین را در Sant'Agata Bolognese، برای راه اندازی فروشگاه خود خریداری کرد. فروچیو در آن زمان، طراحی فوق مدرن/تاسیسات ساخت را در کنار فضای اداری خود در نظر گرفت. این بدین معنی است که او می توانست هر وقت چیزی را برخلاف استانداردهای خود دید یا شنید، به طبقه تولید رفته و بر کار نظارت داشته باشد. ما ممکن است امروزه این امر را یک میکرومدیریت بشناسیم، اما فروچیو لامبورگینی با گذاشتن نام خود بر روی همه ماشین هایش، ثابت کرد که می خواهد در همه جوانب طراحی و ساخت، هوشیار بماند.

در عرض چند ماه پس از تاسیس فروشگاه خودرو خود در سال 1963، لامبورگینی، توانایی های تیم خود را در معرض آزمایش قرار داد. این آزمایش در قالب یک طرح مفهومی اتومبیل برای نمایشگاه تورین در نوامبر همان سال اجرا شد. برای به دست آوردن درکی از چشم انداز کاری، تولید کنندگان امروزی معمولا نیاز به شش ماه در سال، برای استفاده از برنامه های خود، تجهیزات ساخت مدل و یک تیم به خوبی آموزش دیده از مهندسان طراحی به منظور ارائه ی یک طرح مفهومی شایسته به نمایشگاه دارند. آرزوهای فروچیو برای ارائه کانسپت خود در نوامبر سال 63، فقط با یک تیم کوچک از طراحان و مهندسان، حتی با استانداردهای امروزی نیز بسیار بلند پروازانه بود.

این بدان معنی است که لامبورگینی فقط هفت ماه برای افتتاح کارخانه خود، به دست آوردن قالب مناسب، استخدام و آموزش مهندسین، مکانیک ها، طراحان، تست مفاهیم مهندسی، توسعه طراحی بدنه/شاسی و موتورها، ساخت شاسی مطابق با موتورها و سپس آماده کردن کانسپت برای نمایشگاه تورین وقت داشت.

اولین لامبورگینی

با وجود شانس اندک و زمان کم، فرونچیو و تیمش، به نحوی، موفق به ادامه کار خود و غلبه بر مشکلات شدند. با توسعه ی بموقع برای نمایشگاه خودرو تورین 1963، اولین لامبورگینی با نمونه اولیه افسانه ای 350 GTV، شروع به کار کرد. این مدل در نمایشگاه نظر منتقدان را به خود جلب کرد. به طور کلی این خودرو نه تنها به عنوان اولین تلاش فوق العاده ی فروچیو محسوب می شد، بلکه به نوبه خود یک وسیله نقلیه عالی نیز بود. موتور 360 اسب بخار V12، نیروی لازم برای مدل 350 GTV را تامین می کرده که توسط مهندس سابق فِراری، جیوتو بیتزارینی طراحی شده بود و البته تاثیر قابل توجهی در پروژه های آینده لامبورگینی داشته است.

پس از نمایش 1963، فرونچیو به روزنامه نگار ایتالیایی، آتوس ایوانگلیستی، گفت: " در گذشته، من برخی از معروف ترین ماشین های GT را خریداری کرده بودم و متوجه نقص هایی شدم. آن مدل ها همچنین خیلی راحت و به اندازه کافی سریع نبوده و به کمال نرسیده بودند. " GTV، شاید اتومبیلی برای رفع این عیوب نبوده باشد، اما به عنوان شروعی برای کارهای آینده محسوب می شد.
پس از نمایشگاه تورین، فرونچیو تصمیم به تولید GTV با طراحی فرانکو اسکالیونه گرفت. او سپس با مشهورترین موسسه طراحی میلان، Carrozzeria Touring، تماس برقرار کرد. فلیس بیانچی آندرلونی از Carrozzeria، طراحی 350 GTV را برای ساخت 350 GT جدید و به دنبال آن 400 GT، کافی دانست.

در طول سال های 1964 و 65، لامبورگینی، برای اولین بار، حس احترام و تقدیری را از سراسر جهان دریافت کرد و مورد توجه همه قرار گرفت. پس از چند بررسی کیفیت توسط نشریات اتومبیل و روزنامه های آمریکایی و اروپایی، محصولات این کمپانی شروع به جذب خریدار کرد.

لامبورگینی میورا

در آغاز سال 1965، لامبورگینی به طور مداوم تاکید می کرد که هرگز علاقه مند به انجام پروژه های مربوط به آینده و یا عجیب نشده است. فروچیو علاقمند به طرح های مفهومی نبود، او به سادگی می خواست که اتومبیل های عادی فوق العاده سریع و بی عیب و نقص را تولید کند. دو مهندس باهوش جوان از بولونیا، فرونچیو را درک کردند و بر روی یک طرحی مفهومی در ذهن خود کار کردند. ایده این بود که یک ماشین مسابقه ای کمی رام تر برای جاده ها و قابل استفاده در حومه شهر طراحی کنند، با این تفاوت که دوباره خودرویی از کلاس Gran Tourer با موتور بهتر اختراع نشود.

پروژه سیاه آن ها، به صورت مخفیانه با نام 400 TP و یک طراحی موتور سطح متوسط رویایی با موتور 12 سیلندر 4 لیتری 400 GT که به صورت اریب در پشت کابین نصب شده بود، شروع شد. این مکان قرارگیری موتور، از خصوصیات منحصر بفرد در این اتومبیل بود، زیرا تا آن زمان هیچ اتومبیل جاده ای اسپرت، موتور خویش را در پشت کابین نصب نکرده بود. شاسی میورا از ورق فلزی خم شده و جوش داده ساخته شده بود که باعث کاهش وزن بیشتر و افزایش عملکرد و قابلیت هندلینگ می شد.

می گویند که طراحان از واکنش رئیس خود (فروچیو) پس از طراحی این مدل، به شدت بیم داشتند، اما وقتی در نهایت لامبورگینی پروژه 400TP را دید، بلافاصله آن را تایید کرد که باعث تعجب زیاد تیم شد. فروچیو، با وجود توانایی های رویایی خود، اعلام کرد که " ماشینی مانند این، لازم است برای ارائه ی تبلیغاتی خوب، ساخته شود. حتی اگر از این مدل هرگز بیش از پنجاه عدد در سراسر جهان به فروش نرسد." پنجاه عدد به پانصد عدد تبدیل شد! و از آن حرف های گمراه کننده فرونچیو در آن روز، لامبورگینیِ اسطوره ای امروز، با نام Mirura به وجود آمد.

به منظور تامین سابقه ای برای بسیاری از لامبورگینی های آینده، نام این مدل جدید (میورا) از گاوهای مسابقه ای اقتباس شد. گاوهای میورا ظاهرا از قوی ترین گاوهای نر مسابقه ای بودند و همچنین به عنوان باهوش ترین و درنده ترین آن ها نیز محسوب می شدند. وقتی به اتومبیل میورا از جلو با درب های که رو به بالا باز می شوند، نگاه کنیم، نام آن بسیار مناسب به نظر می رسد. (حتی با وجود چراغ های جلو خودرو و ظاهر کشیده آن ها)

دوباره با وجود زمان محدود و فشرده، بدنه خودروی میورا برای نمایش در نمایشگاه خودروی تورین در اکتبر 1965، به موقع تکمیل شد. این نمونه اولیه، یک هدف لحظه ای بود، اما منتقدان مخالف، به طراحی موتور جلوی آن انتقاد کردند و متقاعد نشدند که میورا بتواند به عنوان یک ماشین جاده ای موفق عمل کند.

نوچیو برتون افسانه ای و تیم طراحی او، طرح میورا را کمی عجیب تر از طرح های امروزی ساخت، اما مارچلو گاندینی، میورا را به یک ابرماشین جاده ای قابل بقا تبدیل کرد. بعدها گاندینی اعلام کرد که از اکتبر 1965 تا فوریه 1966، همه کارکنان لامبورگینی در هفت روز هفته و ساعت ها به منظور آماده سازی میورای مناسب جاده برای نمایش در نمایشگاه اتومبیل ژنو و بلافاصله پس از آن برای تولید انبوه تلاش می کردند.

نمونه اولیه میورا در اکتبر 1965 به عنوان یک شاسی هموار نمایش داده شده بود و تنها در چهار ماه تبدیل به اولین ابرماشین جهان شد.

این پروژه بدون مشکل هم نبود. در آن زمان که این مدل برای دیگران شناخته شده نبود و برای اولین بار با پروژه 350 GTV اتفاق افتاد، موتورهای میورا کاملا با مکان خود، مطابقت نداشتند. ظاهرا کاربراتور برای تامین هوا، کمی در فشار بود و به نوبه خود باعث ایجاد مشکلات فاصله ای در کاپوت عقب ماشین می شد. بنابراین برای سنگینی اتومبیل، متعادل کننده ی ساختگی به محفظه موتور اضافه شد. این رویکرد، تصوری از یک ماشین را ارائه کرد که در واقع، به عنوان منتقل کننده ی نیرو محرکه ی قابل اعمال بود. برای جلوگیری از انتقادهای ممکن توسط انواع رسانه های کنجکاو، پوشش موتور برای احتیاط قفل شده بود.

اما حتی بدون موتور هم، شور و شوق و جذابیت موجود در میورا بسیار بود. فروچیو که یک نابغه به حساب می آمد، موفق به انجام تبلیغاتی حتی در سطحی وسیع تر از زمان حضور میورا در مسابقات جایزه بزرگ مونت کارلو در آن سال شد. در یک بعدازظهر گرم روز شنبه، تیم فروچیو به صورت استراتژیکی یک میورای نارنجی درخشان را در مشهورترین نقطه مونت کارلو یعنی جلوی هتل de Paris پارک کرده بودند. این خودرو توجه بسیاری را به خود جلب کرد به طوری که میدان مقابل کازینو از خریداران و مردم علاقمند، مسدود شده بود.

اما میورا هنوز نیاز داشت که اثبات کند که فقط یک ظاهر زیبا نیست. با توانایی سرعت 280km/h، این خودرو مطمئنا انتظارات را برآورده می کرد، حتی اگر محل مخازن گاز بر روی محور جلو، باعث ایجاد مشکلات ثبات در سرعت های بالا می شد. هندلینگ و عملکرد در میورا، فوق العاده به نظر می رسید و هنوز هم عالی است.

همچنین ظاهر میورا با رنگ های درخشان کاملا هماهنگ با سبک دهه 60 بوده است. میورا با رنگ های نارنجی روشن و یا سبز اسیدی مانند مدل های مُد روز اشباع شده به نظر می رسید. این خودرو، بسیار تهاجمی و خیره کننده بوده و به معنای واقعی کلمه، شخصیت متمایزی نسبت به سایر ماشین های خیابانی برای خود ساخته بود. تقریبا یک شبه، میورا تبدیل به خودروی موردعلاقه ستارگان سینما، موسیقیدانان و خانواده های سلطنتی از جمله شاه ایران، فرانک سیناترا و دین مارتین در سراسر جهان شد.

Espada: خودروی بی تناسب 4 نفره

پس از موفقیت میورا، این کمپانی همچنان به آزمایش و تکامل راه خود ادامه داد. از سال 1967 تا 1971، لامبورگینی انواع مختلفی از خودروها را تجربه کرد اما طرح مفهومی Marzal، شاید یکی از عجیب ترین آن ها بود. با درهای گالوینگ، موتور درون خطی 6 سیلندر، فضای گسترده ی شیشه ای و صندلی برای چهار نفر، این کانسپت ثابت، یک بستر آزمایشی برای مدل های آینده و به خصوص اسپادای 4 نفره ارائه کرد.

نه به عنوان طراحی مورد علاقه همگان، اما اسپادا انواع شیشه را در طراحی خود دارا می باشد. این خودرو به طور نامتناسبی بزرگ است و دارای پایان عقب پیازی، کاپوت به همان اندازه بلند و شیشه ی بیشتر است. مزیت مهم اسپادا در توان 325 اسب بخار آن، موتور جلوی V12 و کارایی چند وظیفه ای آن برای حمل چهار نفر بود. با توجه به سخنان یکی از مالکین اسپادا، " این خودرو یک ماشین جاده ای برجسته و فوق العاده است و بر خلاف میورا، دارای فضای کافی برای حمل خانواده ام برای خوردن بستنی در آخر هفته می باشد." اسپادا، با تولید سه تیپ از آن در طول سال های 1968 تا 1978، تاکیدی بر موفقیت های لامبورگینی بوده است.
کمپانی فروچیو اکنون وارد دهه 70 با خط تولید چشم گیری می شد. همراه با اسپادا، میورا S جدید با موتور جلوی GT مشابه مدل 350 GT، با نام ایزلرو ساخته شد. در کمتر از هشت سال، لامبورگینی به اوج موفقیت خود رسیده بود. فرونچیو هدف خود را تکمیل کرده بود: از هیچ، او یک کارخانه اتومبیل سازی ایجاد کرد که در جهان معروف شد و در جامعه طراحی کاملا به اسطوره مبدل گشت. ماشین های او، به ویژه میورا، در یک دوره ی فوق العاده کوتاه، وضعیت بسیار مناسبی بدست آوردند. اما به منظور حفظ تقاضاها و جلب رضایت بازار مصرف در حال تحول، لامبورگینی می دانست که نیاز به گسترش خود دارد.

بازنشستگی فروچیو

متاسفانه در اوایل سال 1970، مشکلاتی از قبیل ناآرامی های کارگری در ایتالیا، افزایش قیمت گاز و معاملات بزرگ تراکتور، استرس فوق العاده ای را در لامبورگینی و شرکت او به وجود آورد. بنابراین در سال 1972 پس از هشت سال بودن در راس، فروچیو 51 درصد از سهام شرکت را به یک کارخانه دار سوئیسی با نام ژرژ هنری روزتی فروخت.

سال بعد او باقی سهام خود را به دوست خود، رنه لایمری، واگذار کرد. بنابراین، مردی که نیروی محرکه صعود این کمپانی بوده است، متاسفانه مجبور به حذف خود از این معامله شد.

Countach

اما در سال 1974، تحت نظارت جدید، لامبورگینی با نصف قدرت سابق و با راه اندازی خودرویی که مانند فرح فاوست، تبدیل به پوستری در اتاق های خواب میلیون ها پسر نوجوان در سراسر جهان شده بود، به عرصه بازگشت. مدل Countach که در انگلیسی تقریبا معادل جمله “wow - check it out”(وای! آن را ببین) است، نسخه خوبی بود و به عنوان سریع ترین خودروی تولیدی در زمان خود با حداکثر سرعت 192 مایل در ساعت (309km/h) محسوب می شد.

اگرچه این مدل کار خود را به عنوان یک طرح مفهومی از سال 1971 در نمایشگاه اتومبیل ژنو آغاز کرد، اما زودتر از سال 1974 به عرصه تولید نرسید. Countach با ظاهری مربوط به آینده، تصور مردانه، ارتفاع کوتاه، دربهای قیچی، ارگونومی مشکوک و قیمت مبهم خود، در اغراق آمیز بودن، چیزی کم نداشت.

Countach طراحی شده توسط مارسلو گاندینی و برتون، از سال 1974 تا 1990 در خط تولید قرار داشت. نیاز به گفتن نیست که تولید 16 ساله این اتومبیل، باورنکردنی است. واقعیت این است که این ماشین درست قبل از مواجهه با کمبود نفت و گاز ساخته شده بود و دوران تاریک خودروها در اواخر دهه های 70 و 80 را نجات داد و چیزی کمتر از معجزه نبود. دهه 70 زمانی بود که رانندگی ایمن تر، بازده سوخت و اقتصاد در حال تبدیل شدن به اولویت بود. با این حال Countach با توان 375 اسب بخار موتور V12 خود، نگرشی آنارشیستی نسبت به اقتصاد سوخت و محدودیت سرعت آشکار مسخره داشت و اساسا به نماد تضادی در این نسل تبدیل شد. Countach در آن زمان و هنوز هم زمینه ای در تعریف مفهوم افراطی خودرو است.

دهه 70 زمان مناسبی برای خودروسازی ها نبود و لامبورگینی خود را برای سه بار بین سال های 1974 و 1978، در آستانه شکست دید تا در نهایت در سال 1978 به ورشکستگی رسید.

در سال 1980، برادران Mimran سوئیسی تصمیم به کمک به لامبورگینی گرفتند. اما متاسفانه تلاش های آن ها برای احیای این کمپانی در نهایت با شکست مواجه شد و در سال 1986 برادران میمران به کمپانی کرایسلر روی آوردند. این همکاری ناکارآمد نیز به جدایی انجامید. این تغییر شرکا برای لامبورگینی تا سال 1998 ادامه داشت.

شیطانی دم درب

در سال 1990، با اینکه لامبورگینی همچنان تحت مالکیت کرایسلر بود، موفق به انتشار جانشین Countach، یعنی Diablo شد. با سرعت 200 مایل در ساعت (320km/h)، دیابلو از سال 1990 تا سال 2001 در حال کار بود. اگرچه دیابلو درآمدساز اصلی این شرکت برای دهه 90 بود، اما برای حفظ ماندگاری این کمپانی کافی نبود.

از یک یتیم خانه به دیگری

در سال 1994، کرایسلر با مشکلاتی در شرکت خود مواجه شد. کرایسلر، لامبورگینی را به عنوان یک مسئولیت برای خود می دانست، بنابراین در سال 1994، دوباره لامبورگینی به گروهی از سرمایه گذاران اندونزیایی فروخته شد. این تغییر امیدوار کننده متاسفانه نتیجه ای جز بی ثباتی بیشتر برای لامبورگینی نداشت. این زمان همچنین با مرگ فروچیو در سن 76 سالگی در ایتالیا مصادف شده بود. فروچیو بدون دیدن اینکه اتومبیل های او دوباره عظمت سال 1960 خود را بدست آورند، از دنیا رفت.

در حالی که امید می رفت صاحبان جدید یک دیدگاه تازه به لامبورگینی ببخشند، انتصاب های مدیریتی نامناسب، عدم اطمینان در رهبری و فقدان کلی از درک طبیعت کمپانی، به شکست این رابطه کمک می کرد. ایده بازگشت LM (Lamborghini Motore Anteriore)، یک جیپ ناموفق افسانه ای- مانند وسایل نقلیه دهه 80، در نهایت باعث به خاک مالیدن پشت این گاو نر شد. این مانور به طور قطع به سرمایه گذاران ثابت کرد که این همکاری باید به پایان برسد.

تمرکز بر روی بازسازی LM، بیشتر دلیل فشار و تاخیر هرگونه انعطاف پذیری تکاملی در لامبورگینی شد. اما درست زمانی که به نظر می رسید همه چیز از دست رفته است و لامبورگینی مجبور به فروختن میوه در خیابان برای نجات خود است، شوالیه ای در زره ی درخشان از راه رسید. نه شبیه به یک شوالیه، بلکه یک مهندس آلمانی با عینکی بر چشم و سوار بر یک میکرو اتوبوس نارنجی رنگ فولکس واگن!!

نجات توسط آلمانی ها

در سال 1997 بود که Ferdinand Piëch، نوه پروفسور فردیناند پورشه و رئیس فولکس واگن AG، علاقمند به لامبورگینی شد. در واقع این وارث پورشه، برای سال ها از پیروان لامبورگینی بوده است. فردیناند پیچ، به عنوان یک مهندس جوان در اوایل زندگی حرفه ای خود از لامبورگینی بازدید کرده بود. برای یک مهندس خودرو، سالن لامبورگینی، زمین مقدسی به حساب می آید، بنابراین این یک نعمت غیرمترقبه بود که لامبورگینی باید به آئودی فولکس واگن، در زمینه ی یک پروژه همکاری موتور در این زمان نزدیک می شد، پروژه ای که بعدها Gallardo را به وجود آورد.

فردیناند این پیشنهاد موتور را در نظر داشت، اما وقتی شانس بدست آوردن لامبورگینی را کسب کرد، به سرعت در این مسیر گام نهاد تا مطمئن گردد که این شرکت به سمت دیگر کمپانی ها کشیده نمی شود. در یک سه شنبه گرم در سال 1998 بود که غول اتومبیل ساز آلمانی با این کمپانی عجیب ایتالیایی سرسخت، در یک کلیسای کوچک سفید در خارج از اشتوتگارت متحد شد.

در دهه های بعدی که فولکس واگن پشت این کمپانی بود، لامبورگینی در نهایت امکان بازگشت به کار بدون دغدغه را یافت. در ادامه، ابرماشین های این کمپانی می توانند باقی داستان را برای شما بازگو کنند. اولین مدل تولید شده تحت این اتحاد ایتالیایی/آلمانی، مدل ترسناک Murciélago (مرچیه لاگو)‌ بوده است.

طغیان کننده در قرن 21

انتشار مرچیه لاگو در سال 2001، اولین طراحی جدید لامبورگینی پس از 11 سال بوده است. با حذف معماری موتورهای متوسط، این گاو نر جدید دارای سیستم محرک تمام چرخ از آئودی بوده و فضایی برای دو نفر را ایجاد می کرد که مجهز به درب های گالوینگ و موتور V12 با حجم 6.2 لیتر بود. اولین نسل این خودرو توان 572 اسب بخار را با گشتاور 649 نیوتن متر ایجاد می کرد. LP 670-4 SuperVeloce، از همین مدل با موتور جدید 6.5 لیتری V12 و توان 641 اسب بخار و گشتاور 660 نیوتن متر ارائه شد که خشونت را در این خودرو با رسیدن به حداکثر سرعت 337 کیلومتر در ساعت افزایش داد.

پانل های خارجی بدنه ی مرچیه لاگو، به استثنای پانل های سقف و درب فولادی، از فیبر کربن کامپوزیت ساخته شده است. این مدل همچنین شامل یک سیستم فعال ورودی، پنهان شده در بالای جناحین عقبی است که زمانی که نیاز به خنک کننده موتور باشد، بالا می آیند. این خودرو از سال 2001 تا 2010 با تعداد تقریبی 4100 مدل به فروش رسید.

Baby Lambo

مدل گالاردو لامبورگینی برای این شرکت همانند موستانگ برای فورد در دهه 60 است. گالاردو با خصوصیات به طور قابل ملاحظه ای کوچکتر از مرچیه لاگو، نسبتا مقرون به صرفه تر و با یک موتور قابل توجه و محرک تمام چرخ، پر سود ترین محصول این شرکت از زمان آغاز به کار آن در سال 2003 بوده است.

گالاردو با قالب آلیاژ آلومینیوم، در ابتدا از موتور 5 لیتری V10 و متصل به گیربکس 6 سرعته دستی یا اتوماتیک استفاده می کرد که توان 500 اسب بخار و سرعت 192 مایل در ساعت (309km/h) و شتاب صفر تا صد 4 ثانیه ای را تامین می کرد. از سال 2003، این طرح رو به پیشرفت و طراحی شده توسط Giugiaro و Luc Donckerwolke، با چندین تغییر سبکی و فنی مواجه بوده است. مدل گالاردو 2010، با محرک تمام چرخ LP 570-4 Superleggera، به موتور 5.2 لیتری 40 سوپاپ V10 که توان 562 اسب بخار و گشتاور 540 نیوتن متر را تولید می کند، مجهز شد که دارای شتاب صفر تا صد 3.4 ثانیه و حداکثر سرعت 202 مایل در ساعت (325km/h) است.

شوالیه تاریکی برمی خیزد

اتومبیل اخیر بتمن، Aventador LP 700-4، در سال 2011 برای جایگزینی مرچیه لاگو معرفی شد. آوانتادور، ساختار فیبر کربنی با قاب های جلو و عقب آلومینیومی دارد. بدنه آن شامل پوشش فیبر کربنی برای موتور، اسپویلرهای قابل تنظیم و ورودی های کناری هوا، کاپوت و گلگیرهای جلو و درب های آلومینیومی است. با تمام این قسمت های فیبر کربنی، انتظار وزن سبک تری می رفت اما آوانتادور با وزن نه چندان کم 1575 کیلوگرم ساخته شده بود. با این حال، این خودرو به لطف موتور 700 اسب بخار V12 با تولید 690 نیوتن متر گشتاور، بسیار سریع است. این خودرو شامل لاستیک های 19 اینچی در جلو و لاستیک های عقب 20 اینچی می باشد.

جعبه دنده 7 سرعته ISR به آوانتادور در رسیدن به سرعت 217 مایل در ساعت (350km/h) و شتاب صفر تا صد 2.9 ثانیه کمک کرده است. ظاهر طراحی شده آوانتادور بسیار زاویه ای و تهاجمی است به طوری که در تصاویر، مانند یک مدل مفهومی به نظر می رسد. ورودی های هوای بزرگ در آوانتادور، به اطراف حرکت کرده و پس از تغذیه جناحین آوانتادور از هوا، به شدت سقوط می کنند. شکاف های گسترده، در هر دو طرف برای جستجوی اکسیژن بیشتر، کشیده می شوند. در قسمت عقب خودرو نیز وضع مشابه ای وجود دارد. خطوط تیز دیوانه واری به صورت آشفته ای همانند شیوه اتوکد دیده می شوند، اما در قسمت پایانی با هم یکی می گردند. قیمت آوانتادور از 400000 دلار تا 441000 دلار است.

اگر آوانتادور برای پارکینگ شما مناسب نیست، می توانید نسخه محدودتر LP 720-4 را که مدلی برای پنجاهمین سالگرد لامبورگینی است، امتحان کنید. این مدل با 20 اسب بخار بیشتر، قدرتمند تر شده و تنها با تولید 200 عدد منحصر بفردتر به نظر می رسد. این مدل با رنگ زرد و مشکی و زیبایی های منحصر بفرد و همراه با لوگوی سالگرد پنجاه سالگی، شماره سریال و قیمت بالاتر، ارائه می شود.

Reventon منحصرا منحصر به فرد

رونتون، با شروع به کار در نمایشگاه خودرو فرانکفورت در سال 2007 و با تعداد محدود (20 عدد)، از گران ترین مدل های لامبورگینی با قیمت 2 میلیون دلار است که تا همین اواخر این رکورد حفظ شده بود، اما با ظهور Veneno چهار میلیون دلاری، شکسته شد. ظاهر بیرونی تمام فیبر کربنی رونتون با ورودی های هوای اغراق آمیز و دریچه های گسترده خیلی تیز، کاملا جدید است. رونتون اسپرت لامبورگینی دارای موتور 6.5 لیتری V12 با توان 650 اسب بخار و گشتاور 660 نیوتن متر است. رکورد حداکثر سرعت 355km/h به اعتبار بخشیدن به داستان سرعت و جنگندگی آن کمک کرده است.

Veneno سرکش

Veneno، یک نمونه مسابقه ای از ابرماشین های جاده ای، در تعداد محدود، برای پنجاهمین سالگرد لامبورگینی طراحی شده است. نیروی 750 اسب بخار موتور 6.5 لیتری V12 آن شتاب صفر تا صد 2.8 ثانیه و حداکثر سرعت 355km/h را به آن بخشیده است. Veneno، با پره های آئرودینامیک فیبر کربنی و دریچه های کانال های جلوی تغذیه کننده، خروجی های گسترده و یک باله/دم عقب مهم، مدیریت خوبی در افت فشار دارد. فیبر کربن به وفور در Veneno یافت می شود و به آن وزن خالص 1450 کیلوگرم داده است که 125 کیلوگرم سبک تر از آوانتادور می باشد. متاسفانه تنها سه Veneno ساخته شده و هر سه مدل نیز با قیمت 3,915,300 دلار فروخته شده است.

بنابراین به نظر می رسد که با اتحاد با آئودی/فولکس واگن، در نهایت لامبورگینی ثبات مورد نیاز خود را پس از مدت ها تلاش برای پیدا کردن آن بدست آورد. پیوستگی تکنولوژی گروه فولکس واگن و به اشتراک گذاری پلت فرم بین گالاردو و رونتون و آوانتادور، به همراه پشتوانه مالی قابل توجه، این اتحاد چندملیتی را به یک موفقیت تبدیل کرده است.

جشن سالگرد 50 سالگی

در هشتم ماه می، به عنوان بخشی از سالگرد پنجاه سالگی لامبورگینی، نوع متفاوتی از بولز (نوعی فستیوال سالیانه اسپانیا) در ایتالیا اتفاق افتاد. با شروع آن از شهر میلان، یک کاروان 4 کیلومتری متشکل از 350 لامبورگینی با عبور از شهرهای Lombardia؛ Umbria؛ Forte dei Marmi؛ رم و San Giustino Valdarno، در نهایت به کارخانه/موزه لامبورگینی در Sant’Agata Bolognese رسیدند و در مجموع بیش از 190,000 اسب بخار در این رویداد 3 روزه، جریان داشت.

در مراسم پایانی در Sant'Agata، والتر داسیلوا، رئیس گروه طراحی فولکس واگن، در یک وسیله نقلیه ی ادای احترام با نام Egoista در فرم یک جت جنگنده، چرخید. این طرح که دارای ظاهر تهاجمی مانند سایر مدل ها است، با 600 اسب بخار و کابین یک نفره برای ادای احترام که به افتخار گذشته پنجاه ساله ی این گاو نر، با شایسته ترین متدهای درخور این کمپانی طراحی شده است.


مرد ایتالیایی حساسی که همه این داستان را شروع کرده بود گفته است: " به این نگاه کنید که دیگران با محصولات خود چه کاری را انجام نمی دهند، سپس خودتان آن را تکمیل کنید." همانطور که فروچیو گفته است، این روش معکوس هنوز هم در ادامه تکامل گونه ها وجود دارد. پنجاه سال با طرح های غیرمتعارف و زاویه ای، باعث شده که لامبورگینی امروزی حقیقتا موجب افتخار آن مرد تراکتور ساز شود.


تاریخ : پنجشنبه 27 اسفند 1394 | 01:55 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

تاریخ : پنجشنبه 27 اسفند 1394 | 01:24 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
ماشین: در هنر اوریگامی از یک ورق کاغذ اشکال زیبا ایجاد میگردد در حالی که حتی یک برش در کاغذ ایجاد نمیشود و همه شکل های اوریگامی تنها با تا خوردن کاغذ ایجاد میگردد.

اموزش تصویری اوریگامی
تاریخ : چهارشنبه 26 اسفند 1394 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
انقدرحال میکنم بااینایی که مواظب وسایلاشون هستن
بعدمیان قایمشون کنن که خراب نشن،گمشون میکنن! :دی
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              

میگن خوشگلا خوشتیپا عمرشون کوتاهه چون زود چشم میخورن....
هیییییی خوشبحالتون حالا حالا ها زنده اید.......

                                                                                                                                                                                                                                                                         

                                  

تو توالت پارک بودم، رو درش نوشته بود سـمت راست روببین

سمت راست نوشته بود سمت چپ رو ببین

سمت چپم نوشته بودسقف رو ببین

رو سـقف هم نوشته بود موقع دستشویی هم میشـه ورزش کرد…!!

یعنی خلاقیتش داغونم کرد

                       
تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 11:00 ق.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

بعد از چندین تلاش ناموفق برای ساخت اتومبیل‌های فیات در اوایل دهه ۱۳۴۰، قرارداد مونتاژ پیکان (آخرین مدل هیلمن هانتر؛ مدل ۱۹۶۶) در ایران بین شرکت ایران ناسیونال (ایران خودرو کنونی) و گروه صنعتی روتس (Group Rootes) (دارنده کارخانه تالبوت) انگلستان، که در حال ورشکستگی بود، بسته شد و تولید این خودرو پس از یک دهه تولید در انگلستان، در ایران شروع شد.

طراحی اصلی پیکان کاری از شرکت تالبوت از زیر مجموعه‌های گروه روتس بود. یک سال بعد در سال ۱۳۴۷ شرکت آمریکایی کرایسلر توانست گروه صنعتی روتس را بخرد که تاثیری بر روند تولید پیکان در ایران نداشت و مدل‌های مختلف پیکان در ایران تولید می‌شد. در سال ۱۳۵۹ تولید پیکان با ظاهری جدید (معروف به چراغ بنزی) طراحی معروف کرایسلر بود در ایران آغاز شد. روند مونتاژ خودرو در ایران خودرو به همین ترتیب تا سال ۱۳۶۴ ادامه یافت و تا این سال کماکان قطعات اصلی از خارج وارد و شرکت ایران خودرو آن‌ها را مونتاژ می‌کرد، و در کنار آن قسمت‌هایی چون بدنه، رادیاتور، شیشه و کمک فنر عقب و جلو در ایران ساخته می‌شدند.


در سال ۱۳۶۴ خط تولید پیکان در کرایسلر انگلستان متوقف شد و در شرکت پژو فرانسه ادغام شد و درنتیجه ایران خودرو با کاهش دستگاه انتقال قدرت اصلی مواجه شد و تولید پیکان از سقف بیش از ۷۰ هزار دستگاه در سال ۱۳۶۳ به سه هزار دستگاه در سال ۱۳۶۸ سقوط کرد.

در این سال کارخانه پژو موافقت کرد ایران خودرو با بکار بردن سیستم تعلیق و موتور پژو ۵۰۴ بر روی بدنه پیکان، به تولید پیکان ادامه دهد که این روند در حدود شش سال دوام آورد. پس از آن با ساخت قطعات لازم در ایران، پیکان۱۶۰۰ در شهریور ماه ۱۳۷۱ تولید شد و تولید آن تا ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۴، در حدود ۱۳ سال، ادامه داشت. در روز ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۴ پس از گذشت ۳۸ سال و تولید دو میلیون و ۲۹۵ هزار دستگاه، تولید پیکان متوقف شد و آخرین پیکان تولیدی به موزه فرستاد شد. پس از آن خط تولید این خودرو با سمند (خودرو) و رنو ال ۹۰ (لوگان) جایگزین شد.


تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 12:50 ق.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
ماشین
تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
نتیجه تصویری برای ماشین های ایرانی


 
تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات
سلام


کسی در مورد هامر از ارتفاع طول عرضش میدونه؟ تقدیم به شما دوست عزیز:


اگه مدلشم میگفتید بهتر میشد راهنمایی کرد متر طول، 2.06 عرض و 2 متر ارتفاع

با یه تبدیل واحد راحت میتونستید بدست بیارید
موفق باشید.
هامر - اچ 3 - آلفا

وزن 2721 (كیلوگرم)
طول 4742 (میلی متر)
عرض 2170 (میلی متر)
ارتفاع 1893 (میلی متر)
فاصله دو محور 2842 (میلی متر)
فاصله چرخ های جلو 1665 (میلی متر)
فاصله چرخ های عقب 1664 (میلی متر)



هامر - اچ 2

وزن 2903 (كیلوگرم)
طول 5182 (میلی متر)
عرض 2057 (میلی متر)
ارتفاع 2062 (میلی متر)
فاصله دو محور 3124 (میلی متر)
فاصله چرخ های جلو 1753 (میلی متر)
فاصله چرخ های عقب 1753 (میلی متر)


هامر - اچ 3 -

وزن 2132 (كیلوگرم)
طول 4750 (میلی متر)
عرض 1905 (میلی متر)
ارتفاع 1872 (میلی متر)
فاصله دو محور 2845 (میلی متر)
فاصله چرخ های جلو 1651 (میلی متر)
فاصله چرخ های عقب 1676 (میلی متر)

هامر - اچ1

وزن 3559 (كیلوگرم)
طول 4674 (میلی متر)
عرض 2184 (میلی متر)
ارتفاع 2007 (میلی متر)
فاصله دو محور 3302 (میلی متر)
فاصله چرخ های جلو 1829 (میلی متر)
فاصله چرخ های عقب 1829 (میلی متر)

تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : محمد امین اسلامی | نظرات

  • paper | فروش بک لینک | بک لینک
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic